ظهور غول های اقتصادی؛ تهدید همزمان رقابت و مشروعیت کسب و کار

۱۳۹۵ سه شنبه ۶ مهر در ساعت ۰۶:۱۰ ب.ظ

در دنیای امروز شاهد سنگربندی گروهی از شرکت‌های سرشناس در قلب اقتصاد جهانی هستیم. برخی از آنها شرکت‌های کهنه‌کار مانند جنرال الکتریک هستند که خود را احیا کرده‌اند. برخی دیگر، شرکت‌های موفق بازارهای نوظهور، مانند سامسونگ، هستند که از فرصت‌های فراهم شده توسط جهانی‌شدن بهره‌برداری کرده‌اند. برجسته‌ترین این شرکت‌ها، شرکت‌های تکنولوژی مانند گوگل، اپل و فیس‌بوک هستند که از هیچ، امپراتوری تشکیل داده‌اند. این شرکت‌های سرشناس در بسیاری موارد قابل تحسین هستند. آنها محصولاتی را تولید می‌کنند که زندگی مصرف‌کنندگان را بهبود می‌بخشد. با این وجود این شرکت‌ها دارای دو نقص بزرگ هستند.

آنها به رقابت لطمه می‌زنند و برای پیشتاز ماندن دست به روش‌های کثیف می‌زنند. حل کردن این دو مشکل آسان نیست. اما ناتوانی در حل این دو مشکل، واکنشی را درپی دارد که به ضرر همه خواهد بود. این در شرایطی است که قدرتمندتر و بزرگ‌تر شدن شرکت‌ها یک روند جهانی است. درحال حاضر تعداد ادغام‌های سالانه، دو برابر دهه ۱۹۹۰ است. اما میزان تراکم این ادغام‌ها در آمریکا به نگران‌کننده‌ترین موضوع در این کشور تبدیل شده است. سهم ۱۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی در تولید ناخالص داخلی این کشور از حدود ۳۳ درصد در سال ۱۹۹۴ به ۴۶ درصد در سال ۲۰۱۳ افزایش یافته است. پنج بانک بزرگ آمریکایی حدود ۴۵ درصد از دارایی‌های بانکی این کشور را تشکیل می‌دهند. این در شرایطی است که این میزان در سال ۲۰۰۰ حدود ۲۵ درصد بود. در این کشور که مهد کارآفرینی است، تعداد استارت‌آپ‌ها در کمترین سطح از دهه ۱۹۷۰ تاکنون قرار دارند و بیشتر از آنکه شرکت‌ها متولد شوند، درحال مرگ هستند. زیرا رویای موسسان آنها فروش شرکت‌شان به یکی از شرکت‌های سرشناس است نه اینکه خود به شرکتی سرشناس تبدیل شوند. از سوی دیگر، عملکرد عالی نیمی از شرکت‌های سرشناس در فعالیت‌های کم‌بازده‌تر منعکس می‌شود.

حدود ۳۰ درصد از سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی جهان به سمت پناه‌گاه‌های مالیاتی سرازیر می‌شود، شرکت‌های بزرگ برای تظاهر به سودآوری در یک بخش از جهان، معمولا از «قیمت‌گذاری انتقالی» استفاده می‌کنند (قیمت انتقالی، قیمتی است که یک واحد فرعی برای یک محصول یا خدمت ارائه شده به واحد فرعی دیگر در یک سازمان هزینه می‌کند. قیمت انتقالی درآمدی را برای واحد فرعی فروشنده و هزینه‌ای برای واحد فرعی خریدار به‌وجود می‌آورد و این امر بر درآمد عملیاتی هر دو واحد فرعی تاثیر می‌گذارد). این در شرایطی است که افراد نمی‌توانند از پرداخت مالیات خودداری کنند، اما پرداخت مالیات برای شرکت‌ها اختیاری است. قوانین برای شهروندان انعطاف‌ناپذیر و قطعی هستند، اما برای شرکت‌ها قابل مذاکره‌اند. همچنین سودآوری شرکت‌ها همچون گذشته به اشتغال‌زایی منجر نمی‌شود. در سال ۱۹۹۰ سه خودروساز بزرگ دیترویت دارای حجم سرمایه ۳۶ میلیارد دلاری بودند و ۲/ ۱ میلیون نفر کارمند داشتند. در سال ۲۰۱۴، سه شرکت بزرگ سیلیکون ولی مبلغ یک تریلیون دلار سرمایه داشتند اما تعداد کارکنان آنها فقط ۱۳۷هزار نفر بود. حل این مساله نیازمند رویکردی سختگیرانه است اما در مورد موضوعاتی مانند اجتناب از پرداخت مالیات این رویکرد باید درست باشد. کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه هم‌اینک در اتخاذ قوانین مشترک به منظور جلوگیری از سرازیر شدن پول شرکت‌ها به پناهگاه‌های مالیاتی پیشرفت‌هایی کرده‌اند، اما این کشورها کارهای فراوانی باید انجام دهند، به ویژه برای رسیدگی به این مساله که واحدهای مختلف شرکت‌های چندملیتی حقیقتا شرکت‌های مجزایی هستند، اما اقدامی مانند مذاکرات چندجانبه بهتر از تلاش اخیر کمیسیون اروپا مبنی بر وضع مالیات بر فعالیت‌های گذشته شرکت اپل در ایرلند است.

اما تراکم ادغام‌ها مشکل حادتری است. آمریکا به‌طور خاص در اعتماد کردن به شرکت‌های بزرگ سابقه طولانی دارد. این مساله در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ قابل مشاهده است. در آن زمان شرکت‌های بزرگی مانند جنرال موتورز وآی‌بی‌ام از سوی رقبای خارجی و استارت‌آپ‌های داخلی مورد تهدید قرار گرفتند. اما اکنون این مساله چندان قابل پذیرش نیست که شرکت‌های سرشناس کنترل کامل بازارها را در دست بگیرند و روش‌های جدیدی برای مستحکم کردن خود پیدا کنند. سیاست‌گذاران محافظه‌کار باید برای عصر دیجیتال قوانین ضد‌تراست جدید ایجاد کنند. این مساله به این معنی است که باید نسبت به پیامدهای بلندمدت خرید و تصاحب استارت‌آپ‌ها هوشیار بود. این مساله مستلزم این است که مصرف‌کنندگان به راحتی بتوانند اطلاعات خود را از شرکتی به شرکت دیگر انتقال دهند و شرکت‌های تکنولوژی از ارائه ناعادلانه خدمات روی پلت‌فرم‌هایی که تحت کنترل آنها است، منع شوند.نتیجه اینکه باید موفقیت‌های چشمگیر استارت‌آپ‌های امروزی را جشن گرفت، اما باید مراقب آنها نیز بود. جهان نیازمند رقابتی سالم است تا شرکت‌های سرشناس روی پای خود بایستند و شرکت‌هایی که در سایه آنها قرار می‌گیرند، بتوانند رشد کنند.

اخطار
خیر
بله